![]() |
![]() |
|
| لحظه های تاریک زندگی |
|
خدایا خدایا مرا هم صدا کن
مرا هم زدنیای فانی جدا کن گرفته دل از قفل و زنجیر دنیا ز وابستگی ها دلم را رها کن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:31 توسط afsaneh |
|
|
اگر دیوانه ام دیوانه تو
منم دردی کش میخانه تو چو خورشیدی که راهم مینمایی مسیرم،مقصد من خانه ی تو نبودم هرگز اینجایی که هستم اگر بودم چنان پیمانه ی تو دلم پر میکشد از سینه هردم به سوی خانه و کاشانه ی تو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:48 توسط afsaneh |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:15 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:39 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:36 توسط afsaneh |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 2:49 توسط afsaneh |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 2:11 توسط afsaneh |
|
|
روزي
مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به
کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد
اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را
ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از
مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از
دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را
چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر
او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند
و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: گيرنده : همسر عزيزم موضوع : من رسيدم ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !! ![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 1:5 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:49 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:42 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:41 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:40 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:31 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:59 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:57 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:56 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:49 توسط afsaneh |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:48 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:42 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:24 توسط afsaneh |
|
|
روزو شب آیم به سویت ای خدا
تا که دستانم بگیری آشنا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 توسط afsaneh |
|
|
غمی کردی نصیبم یادگاری
که باشم تا ابد من ،در خماری ز زانویم تو قدرت را گرفتی ولی تو پیش خود از من چه داری؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:43 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:50 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:48 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:45 توسط afsaneh |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:44 توسط afsaneh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
کلبه غم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|
|
Choose Level: |